نیا...نیا
دو صد ترانه به لبها یكی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس كه در زلال دلی
هزار آینه نقش و یكی ز خال تو نیست
نیا نیا گل نرگس تو را به خاك بقیع
كه شهر ما نه مُحیای گامهای تو نیست
نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزار نامه كوفی یكی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مكاه
كسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست
نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
كه جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست
نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
كسی برای شهادت به كربلای تو نیست
نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی كه خواستار تو نیست
نیا نیا گل نرگس كه چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت كسی كنار تو نیست
نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
كه ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست
نیا نیا گل نرگس دعای عهد كجاست؟
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
نیا نیا گل نرگس كه حرف من . . . « میعاد »
فقط بیان ِ سرابی ست كه انتظار تو نیست
استاد رائفی پور
بهائیت
فصل اول:
جای پای روس وانگلیس
فتنه باب وبها ازتوطئه های مهمی است که ازاواسط دوره قاجاریه باهدف اسیب رساندن به اسلام وخصوصاّ تشیع از سوی کانونهای استعماری طراحی شدودرمسیرتداوم حیات سیاه وتباهش همواره درکنار دشمنان اسلام ، درصددضربه زدن به این دین مبین وازبین بردن خصلتهای ضداستکباری وظلم ستیز ان بودودریک کلام هدف طراحان این فتنه، تلاش برای شکستن کیان واقتدارملی ایرانیان که اززمان صفویان حول محور تشیع پدیدامده ومنافع قدرتهای استکباری واستعماری راتهدید می کرد،بود.
نخستین گروههای خارجی وعناصری که باهدفهای استعماری پابه سرزمین ایران گذاشتتند، جامعه ایران راجامعه ای محکم ویکدست درسایه اتحادعقیدتی وباورهای اسلامی یافتندوپس از دهها سال امدورفت ومطالعه ورایزنی به این نتیجه رسیدندکه برای نفوذدراین جامعه وکشاندن ایران به جاده استعمارواستثمار،چاره ای جزایجاداختلاف در عقایددینی مردم وتقسیم این رودخانه درخشان به جویبارهای کوچک وکم رمق وبی اهمیت ندارند. به همین سبب تلاش درراه تضعیف بنیانهای اعتقادی مردم ایران وایجاداختلاف درمیان انان رادردستورکارخوقراردادند. براساس همین درک واحساس نیاز بودکه مشاهده می کنیم دولت انگلستان به عنوان قدرت طرازاول ومسلط استعماری ان روزگار، برای نفوذدرسرزمینهای اسلامی بویژه ایران،طرح وبرنامه ای مفصل تدارک میبیندوبرای ایجادشکافت دربافت اعتقادی مردم مسلمان وشیعه مذهب ایران بوجه هنگفتی درنظر می گیردونایب السلطنه وفرمانروای هندوستان اعلام می کند که غازی حیدرالدین پادشاه"صوبه اود" وفرمانفرمای "لکنهو" تمام مایملک ودارایی خودراوقف مراکز دینی شیعیان جهان کرده است تادرامد حاصله از ان درهرسال صرف امورمعیشتی وتحصیل علوم دینی طلاب شیعه مذهب شود.
(1)ازهمین زمان شعبه ویژه اموردینی واوقاف درکنسولگری های انگلیس درشهرهای ایران ، بویژه شهرهای مذهبی نظیر مشهدوقم وشیرازونیزدرشهرهای عراق وبین النهرین مانند شهرهای کربلا و نجف وسامره اغازبکارکرد.دراین شعبه های نوبنیادکه زیرنظرسفارت بریتانیای کبیر درتهران اداره می شدند، چندین کارشناس اموردینی عضووزارت مستعمرات انگلستان (که به زبانهای فارسی وعربی تسلط کامل داشتند) مشغول به کارگردیدند.دیپلماتهایی که دراین شعبه ها فعالیت می کردند،ظاهراً صاحب عنوان "دبیر" بودند.اینان اطلاعات فراوانی پیرامون ادیان ومذاهب داشتندودر هرشهر،عوامل وجاسوسان مخصوصی با این "دبیران ادیان" درارتباط بودندوبابودجه مخصوصی که دولت انگلستان به نام "موقوفه صوبه اود" دراختیارانان گذاشته بود،درفعالیتهای مذهبی واسلامی مردم اخلال می کردند.سرارتورهاردینگ دیپلمات معروف وسفیروقت دولت انگلستان درایران،این بودجه رابه یک اهرم قدرتمندتشبیه می نمایدومی نویسد:"اختیار تقسیم وجوه موقوفه صوبه اوددردستهای من ماننداهرمی بودکه باان می توانستم همه چیزرادرایران ودربین النهرین بلندکنم وهر مشکلی راحل وتصفیه نمایم..."(2) سیاستمداران ودولتمردان انگلیسی که دران ایام افتاب درمستعمراتشان غروب نمی کرد،کینه ای اشتی ناپذیربااسلام ومسلمانان داشتندوانهاراسدراه تسلط خودبرملل وسرزمینهای مشرق زمین می دانستند،تاجایی که لردگلادستون نخست وزیرانگلستان دریکی ازجلسات پارلمان این کشوربه پشت تریبون رفت ودرحالیکه قران کریم رابرسردست بلندکرده بودخطاب به نمایندگان گفت:"تااین کتاب دردست مسلمین است کاری ازانگلستان درباره انان برنمی ایدومانمی توانیم برانان حکومت کنیم ."
به همین دلیل بود که اساس سیاست انگلستان درکشورهاوسرزمینهای اسلامی برپایه ایجادتفرقه واختلاف دربین مردم وفرقه هاومذاهب قرارگرفت و"شعبه امورادیان"درسفارتخانه های بریتانیادرکشورهاوشهرهای اسلامی بوجودامدودولتمردان انگلیسی مبارزه بااسلام وایجاداختلاف بین مسلمانان وپیروان مذاهب محتلف اسلامی رادردستورکارخودقراردادندودراین میان بیش ازهمه برای ایجاداختلاف دربین شیعیان برنامه ریزی کردند.انگلیسیها که ازهمان ابتدای ورود به ایران درزمان صفوبه،شیعه راسد راه وصول به اهداف استعمارگرایانه خودیافته بودند،دراندیشه تضعیف باورهای اسلامی واعتقادات ضد سلطه بیگانه مردم شیعه مذهب ایران بودندوبا هدف تضعیف قدرت نظامی واقتصادی شیعیان،همواره سلاطین عثمانی را به جنگ باایران ودرگیری ونبردخونین باپادشاهان شیعه مذهب صفوی تشویق می کردند.براین اساس یکی از محورهای عمده تلاشهای کارگزاران استعماری وماموران ودبیرهای شعبه ادیان وزارت مستعمرات ونیمه مستعمرات ومستملکات دولت انگلستان،پیداکردن،تشویق وپشتیبانی وحمایت از مدعیان مهدویت(به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه)باهدف ایجادتشتت وپریشانی وچنددستگی درمیان مسلمین بود.این حرکت درایران که در همسایگی هندوستان،یعنی بزرگترین وزرخیزترین مستعمره بریتانیاقرارداشت،واجدویژگی واهمیت خاص بود.این نکته قابل تعمق واندیشه است که تنهادرفاصله زمانی پنجاه سال چندین مدعی مهدویت درسرزمینهای اسلامی پیداشدند که به شهادت اسناد ومدارک تاریخی که همگی وبدون استثناازحمایت دولت انگلستان برخورداربودندوبه شهادت همان اسنادتاریخی سه تن از این مدعیان مهدویت ایرانی وعبارت بودند از میرزاسیدعلی محمدشیرازی(باب)ومیرزاحسینعلی نورکجوری(بهاءالله)ومیرزا یحیی صبح ازل،که"سیدعلی محمدشیرازی" فتنه بابیگری رادر ایران پدید اوردوموجب خونریزی وکشتاردرایران شدو"میزاحسینعلی نوری"فرقه ضاله بهاییت راایجادکردکه ان هم باعث صدمات جبران ناپذیری به مردم این اب وخاک گردیدو"میرزایحیی صبح ازل "هم فرقه ازلیگری راایجادکرد.فتنه"بابیگری"و"بهاییگری"و"ازلیگری"همگی از ابشخور"شیخیگری"واندیشه های شیخ احمداحسایی سیراب می شوند.براساس مدارک موجود،ماموران دولت انگلستان مدتها پیش ازانکه سیدعلی محمدشیرازی(باب)ادعای خویش رامطرح سازداورازیرنظرداشتندوهمواره گزارش فعالیتهای وی وپیروانش رابه لندن می فرستادند.برابر سندموجوددربایگانی وزارت امورخارجه انگلیس،به تاریخ 21 ژوین 1850 که یک مامورناشناس انگلیسی ازتهران به لندن ارسال داشته چنین امده است:"جناب لرد پالمرستون برحسب تعلیمات جناب لرد،اینجانب افتخاردارد شرحی درباره مسلک جدید"باب"رالفاً ارسال دارم.مطالب ضمیمه رایکی ازپیروان باب به من داد ومن تردیدی در صحت ان ندارم...در یک جمله،این(درشمار)ساده ترین مذاهب است که اصول ان درماتریالیسم،کمونیسم ولاقیدی نسبت به خیروشرکلیه اعمال بشر خلاصه می شود.افتخاردارم که منقادترین چاکرناچیزباشم. امضاء ناخوانا"(4)
1- خان ملک ساسانی،دست پنهان سیاست انگلیس درایران،به نقل ازکتاب حقوق بگیران انگلیس در ایران،اثراسماعیل رایین،صص 112-97.
2- سرارتورهاردینگ،یک دیپلمات درشرق،ص 334.
3- شیخ احمد احسایی متولد1170ومتوفی1242 ه ق،موسس فرقه شیخیه،به علت انحرافات فکری وخطاهای اعتقادی که باموازین واصول مقبول توحیدوامام شناسی ومعادودیگرمعتقدات اسلام تطبیق نداشت از جامعه روحانیت ومردم شیعه طرد شدوفقهای بزرگ زمانش مانند شیخ محمد حسن صاحب" جواهرکلام" وسیدابراهیم قزوینی صاحب"ضوابط الاصول"وشزیف العلماءمازندرانی و...اوراتکفیرنمودند.شیخ احمددربخشی از ارائ وعقایدخودازحروفیان ونقطویان وعددیان وغلاة ومتصوفه تاسی جست.بیشترین نظرات کفرامیزوتکفیربرانگیزاواقتباس شده ای از حافظ رجب برسی حلی(که دراواخرقرن هشتم تااوایل قرن نهم هجری می زیست)وازنوشته های قاضی سعیدالدین قمی(متوفی اواخرقرن یازدهم هجری)می باشد.
4- اسنادوزارت امورخارجه انگلیس،پرونده شماره 379-60-152 وfo ،به نقل از کتاب حقوق بگیران انگلیس درایران،تالیف اسماعیل رایین ص 112.
صوفیت(تصوف)
صوفیت:
معنی لغوی صوفی: پشمینه پوش
معنی اصطلاحی صوفی: کسی است که مقصد نهایی او فناء فی الله است که با حقیقت درمی آمیزد و با ریاضات به سیر و سلوک میرسد و ندای اناالحق سر می دهد.
این فرقه در ایران ریشه 3000 ساله دارد و چندین فرقه مختلف دارد که در بیشتر این فرقه ها از فرقه نعمت اللهیه منشعب شده است.
فرق های منشعب از فرق نعمت اللهیه؛ گنابادیه ، صفی علی شاهی و ذهبیّه هستند که مهم ترین آن ها فرقه ی گنابادیه است.
حوزه فعالیت تصوف:
1-فرهنگی:
مانند: سلوک صوفیانه ، ریاضات و اینکه انسان باید به پاکی دل توجه کند و ظاهر را رها کند و...
2- اجتماعی:
مانند: تصوف فرقه ای و...
3- علم و نظر:
مانند: بحث های فناء فی الله ، وحدت وجود و موجود ، مقامات ذات خدا
به این جریان جریان عرفان اسلامی نیز می گویند.
مدافعان تصوف: آیت ا... قاضی ، سید حیدر آملی ، علی محمد دستغیب و...
بیشتر شاعران مشهور (مولوی،شیخ محمود شبستری و...)اهل تصوف بودند.
به این شعر اشتباه از مولوی که به ظاهر قرآن توهین کرده توجه کنید:
ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را بهر خران بگذاشتیم
یا این شعر از شیخ محمود شبستری:
ای مسلمان گر بدانستی که بت چیست بدانستی که دین در بت پرستی ست
ادبیات صوفیانه:
به این ادبیات، ادبیات عرفانی می گویند که در آن از کلمه هایی چون: می و میکده ، خال ابرو ، ساقی و... استفاده می شود ؛ البته باید در نظر داشت که هر شاعری این کلمات را به کار میبرد صوفی نیست مثلا حافظ از این ادبیات استفاده کرده ولی به شدت با تصوف مشکل داشته است.
فردوسی که بعضی او را شیعه مطلق می دانند در ادبیات خود هیچ استفاده ای از ادبیات صوفیانه نکرده است و مولوی نیز جزء صوفیان شاخه علمی و نظری بوده است.
وحدت وجود و موجود:
صوفیان اعتقاد دارند که یک ذات در هستی وجود دارد و آن هم خداوند است و میگویند خداوند به زمین نازل شده است و در حین نازل شدن تکسر یافته و بین تمام موجودات زنده و غیرزنده پخش شده است و همه چیز را خدا می دانند.
حال اگر در شعری که از شیخ محمود شبستری که در بالا ذکر شد کمی تأمل کنیم پی میبریم که آنها همه چیز حتی بت را هم خدا میدانند!
توحید افعالی:
تمام فعل هایی که در عالم به وقوع می پیوندد را فعل(کار) خدا می دانند چون وجود ما که اصل ماست ازآن خداست پس افعال(کارهای) ما که فرع بر وجود ماست هم مال خداست یا به عبارتی ما از خود اختیاری نداریم پس در این صورت ما با حیوانات هیچ فرقی نداریم در صورتیکه اصلا اینطور نیست و ما قدرت انتخاب و تفکر داریم.
در دیوان شمس تبریزی 57 بار حضرت علی (ع) نکوهش شده است ولی ابن ملجم را سزاوار بهشت رفتن میداند و می گوید دست ، آستین و شمشیرش را دست، شمشیر و آستین خداوند است. زیرا اعتقاد به توحید افعالی دارند و خداوند به ابن ملجم دستور قتل امام علی (ع) را داده است!
توحیدفعل شیعیان:
شیعیان در این مورد می گویند که فاعل خود شخص است اما به اذن خدا.
فناء فی الله:
آنها این بحث را به دریا و قطره تشبیه می کنند و اعتقاد دارند که قطره اگر به دریا نرسد نابود می شود و انسان هم اگر خدایی نشود نابود می شود.
بایزید بسطامی کسی بود که خود را خدا می دانست و ندای(أنا الحق) سرداد و اعتقاد داشت به فناء فی الله رسیده است.
«لا اله الّا أنا فاعبدنی یا عبادی»
بایزید بسطامی
صوفیان برای خود قطبی دارند و اعتقاد دارند کسی که قطب می شود احکام از او ساقط می شود.
قطب فرقه گنابادیه دکتر نورعلی تابنده ملقب به مجذوب علی شاه گنابادی است.
تاریخ صوفیت:
شخصی به نام حسن بصری معروف به قطب القطاب را به عنوان اساس صوفیت می دانند که پیامبر اکرم(ص) آن را برادر شیطان و سامری امت می دانستند.
سرسلسه صوفیان عثمان بن شریک کوفی(ابوهاشم صوفی) شاگرد حسن بصری است.
امام هادی (ع): همانا! ابو هاشم صوفی فاسد است وجدا او کسی است که فاسد است.
خصوصیات تصوف فرقه ای:
در رأس آن قطب وجود دارد که تمام مقامات امامان معصوم را ادعا می کند.
بزر گترین تفاوت این فرقه با شیعه بر سر ولایت است.
فراماسونری:
Mason-1 Free mason -2 New pharaoh-3 Al
l seeing eye -4 Isis-5 Ankh-6 Obelisk-7
تبلیغات 